پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

تا شده ای گل به تو اغیار یار

در دلم افزون شده صد خار خار

ای بت چین جانی و جسم بتان

پیش تو بی‌جان شده دیوار وار

زلف تو تاری به من اول نمود

روز من آخر شد از آن تار تار

سوخت تن از سوز تو ای دل بر او

رشحه‌ای از دیدهٔ خون بار بار

تا بکی ای گلشن خوبی بود

بلبل تو از غم گلزار زار

سرمه راحت مکش ای دل به چشم

دیدهٔ پرآب از غم دلدار دار

محتشم از شرکت ناشاعران

دارم از اندیشهٔ اشعار عار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار
  2. شمارهٔ ۲۹۴پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
  3. شمارهٔ ۲۹۵تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
  4. شمارهٔ ۲۹۶زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار
  5. شمارهٔ ۲۹۷ای طور تو را جهان خریدار
  6. شمارهٔ ۲۹۸دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
  7. شمارهٔ ۲۹۹دور از تو خاک ره ز جنون می‌کنم به سر
  8. شمارهٔ ۳۰۰شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سرور
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.