پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

بر مه روی تو خط مشگ بار

ساخته روزم چو شب از غصه تار

در چمن از عشق تو گل سینه چاک

بر فلک از مهر تو مه داغدار

غمزهٔ غماز تو سحر آفرین

آهوی صیاد تو مردم شکار

لاله و گل از رخ تو منفعل

سنبل و ریحان ز خطت شرمسار

دل منه ای خواجه بر اسباب دهر

کام خود از شاهد و ساقی برآر

آرزوی دیدن جان گر کنی

دیدهٔ دل بر رخ دلدار دار

تا بکی ای سرو قد لاله رخ

محتشم از داغ تو باشد فکار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱تا شده ای گل به تو اغیار یار
  2. شمارهٔ ۲۹۲زهی ز سلطنتت روزگار منت دار
  3. شمارهٔ ۲۹۳افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار
  4. شمارهٔ ۲۹۴پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
  5. شمارهٔ ۲۹۵تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
  6. شمارهٔ ۲۹۶زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار
  7. شمارهٔ ۲۹۷ای طور تو را جهان خریدار
  8. شمارهٔ ۲۹۸دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.