پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذ

سرشک من نگذارد مداد بر کاغذ

فرشته نیز گواهی نویسد اربیند

به قتل من خط آن حور زاد بر کاغذ

رقیب تا چه بد از من نوشته بود که یار

ز من نهفت چو چشمش فتاد بر کاغذ

محل نامه نوشتن مرا ز دغدغه کشت

به نام غیر قلم چون نهاد بر کاغذ

نوشت نامه به اغیار و این به ترکه نگاشت

به رمز نام خود از اتحاد بر کاغذ

نبود بس خط کلکش که مهر خاتم نیز

نهاد از جهت اعتماد بر کاغذ

بیاد محتشمش لیک چون عنان جنبید

قلم ز دغدغهٔ او ستاد بر کاغذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ
  2. شمارهٔ ۲۸۸بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
  3. شمارهٔ ۲۸۹بر مه روی تو خط مشگ بار
  4. شمارهٔ ۲۹۰چنین که من ز تو خود را نموده‌ام بیزار
  5. شمارهٔ ۲۹۱تا شده ای گل به تو اغیار یار
  6. شمارهٔ ۲۹۲زهی ز سلطنتت روزگار منت دار
  7. شمارهٔ ۲۹۳افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار
  8. شمارهٔ ۲۹۴پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.