پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید

آب و آتش بهم آمیختنش را نگرید

دامن افشاندن و برخاستنش را بینید

ساغر افکندن و می ریختنش را نگرید

همچو طفلی که دهد بازی مرغان حریص

دام به نهادن و بگریختنش را نگرید

گرچه می‌گویم و غیرت به دهان می‌زندم

کوه سیم از کمر آویختنش را نگرید

جان دیوانهٔ من می‌رود اینک بیرون

از بدن رابطه به گسیختنش را نگرید

محتشم اشک ز چشم آه ز دل کرده رها

فتنه از بحر و بر انگیختنش را نگرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسید
  2. شمارهٔ ۲۸۲ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشید
  3. شمارهٔ ۲۸۳زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید
  4. شمارهٔ ۲۸۴خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
  5. شمارهٔ ۲۸۵کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذ
  6. شمارهٔ ۲۸۶ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذ
  7. شمارهٔ ۲۸۷ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ
  8. شمارهٔ ۲۸۸بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.