پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید

ور از خوی بدش گویم سخن به جنگ آید

به پردازم به تیر از دل کشیدن کو برآرد پر

ز بس کز شست او بر دل خدنگ بی‌درنگ آید

رخ از می ارغوانی کرد و بیرون رفت از مجلس

به این رنگ از بر ما رفت تا دیگر چه رنگ آید

ز آه گریه آلودم خط ز نگاریش سر زد

چو نم گیرد هوا ناچار بر آئینهٔ زنگ آید

چنان بدنام عالم گشتم از عشق نکونامی

که اهل عشق را ننگ از من بی‌نام و ننگ آید

حذر کن گزندم زین نخستین ای رقیب از دل

که در ره نیش کار دهر که راز سینه سنگ آید

نگویم قصهٔ دلتنگی خود محتشم با او

که ترسم من نیابم حاصلی و آن مه به تنگ آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
  2. شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
  3. شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
  6. شمارهٔ ۲۷۹عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
  7. شمارهٔ ۲۸۰قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
  8. شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.