پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید

زمین بر من زبان بهر مبارک باد بگشاید

به خاک از رشحهٔ خون نقش شیرین آید ولیلی

رگ فرهاد و مجنون را اگر فصاد بگشاید

خط پرویز را از عشق خود در وادی شیرین

که هر جا مشکلی در ره بود فرهاد بگشاید

زبان عجز بگشاید که ای شاه جفا پیشه

کز استیلا کمین بر صید و خود صیاد بگشاید

قضا پیش از محل تیر بلائی گر کند پرکش

نگهدارد که روزی بر من ناشاد بگشاید

در حرمان که دارد صبر دخلی در گشاد آن

کلیدش هست چون بر گشته بیداد بگشاید

گره از تار زلفش محتشم نتوان گشود اما

اگر توفیق باشد کور مادرزاد بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشاید
  2. شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
  3. شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
  4. شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
  5. شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
  6. شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.