پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید

من آفتاب ندیدم که ماه ماه برآید

قدم کند از بیم پاس غیر توقف

به من گهی که ازان غمزه قاصد نظر آید

ز ناز داده کمانی به دست غمزه که از وی

گزنده‌تر بود آن تیر که آرمیده‌تر آید

قلم چو تیر کند در پیام شخص اشارت

به جنبش مژه از دود دل به هم خبر آید

رسید و در من بی دست و پا فکند تزلزل

چو صید بسته که صیاد غافلش به سر آید

هزار حرف که از من کند سئوال چه حاصل

که من ز نطق برآیم چو او به حرف درآید

به اینطرف نگه تیز چند صید نزاری

به ناوکی جهد از جا که بر یکی دگر آید

دو چشم جادویت آهسته از کمان اشارت

زنند تیر که در سنگ خاره کارگر آید

فضای دیده پرخون محتشم ز خیالت

حدیقه‌ایست که آبش ز چشمه جگر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰غمزه‌اش دست چو بر غارت جان بگشاید
  2. شمارهٔ ۲۷۱ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشاید
  3. شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
  4. شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
  5. شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
  6. شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
  7. شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.