پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود

سرور در دل عاشق گران درنگ شود

چو سنگ تفرقه بخت افکند به راه وصال

سمند سعی در آن سنگلاخ لنگ شود

خوش آن که بر سر صیدی ز پیش دستیها

میان غمزه و ناز تو طرح جنگ شود

هزار خانه توان در ره فراغت ساخت

چو عشق خانه برانداز نام و ننگ شود

رقیب ازو طلبد کام و من به این سرگرم

که دانم از دم افسرده موم سنگ شود

هوای غیر تصرف کند چو در معشوق

عذار شاهد عصمت شکسته رنگ شود

ز اشگ محتشم آن دوست در خطر که مدام

زنم بر آینه جوهر به دل به زنگ شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  2. شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید
  3. شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۶۶سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید
  6. شمارهٔ ۲۶۷به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید
  7. شمارهٔ ۲۶۸ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید
  8. شمارهٔ ۲۶۹قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.