پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید

دلم هم میتپد الله امشب یار می‌آید

سپند آتش شوقم که هردم هاتفی دیگر

بگوشم می‌زند کان آتشین رخسار می‌آید

بسوی در ز شوق افتان و خیزان میروم هر دم

تصور می‌کنم کان سرو خوش رفتار می‌آید

عبیر افشان نسیمی کاینچنین مدهوشم از بویش

ز عطرستان آن گیسوی عنبریار می‌آید

چو دایم از دو جانب می‌کند تیز آتش غیرت

اگر می‌آید امشب جزم با اغیار می‌آید

مدام از انتظار وعدهٔ او مضطرب بودم

ولی هرگز نبود این اضطراب این بار می‌آید

بفهمانم به دشمن چون ببرم پایش از بزمت

که از بی‌دست و پائی این قدرها کار می‌آید

چو نبود عشق عاشق سرسر هر چند لیلی را

سر مجنون نباشد بر سرش ناچار می‌آید

چه نقصان محتشم گر دل رود بر باد ازین شادی

به حمدالله که گر دل می‌رود دلدار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید
  2. شمارهٔ ۲۶۸ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید
  3. شمارهٔ ۲۶۹قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
  4. شمارهٔ ۲۷۰غمزه‌اش دست چو بر غارت جان بگشاید
  5. شمارهٔ ۲۷۱ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشاید
  6. شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
  7. شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
  8. شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.