پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

اگر شراب خوری صد جگر کباب شود

وگر تو مست شوی عالمی خراب شود

ز دیده گر ننهد سر به جیب سیل سرشگ

ز سوز آتش دل سینه‌ام کباب شود

ز جیب پیرهنت هر صباح خیزد نور

چنان که دست و گریبان بفتاب شود

نکوست رشتهٔ زرین مهر و هالهٔ ماه

که این سگان تو را طوق و آن طناب شود

اگر به عارض خوی کرده از چمن گذری

سمن ز شرم عرق ریزد و گل آب شود

ز روی تست فروغ جهان مباد آن روز

که افتاب جمال تو در نقاب شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
  2. شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب می‌شود
  3. شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  4. شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۶۶سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید
  8. شمارهٔ ۲۶۷به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.