پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

از بادهٔ لاله تو چو در ژاله می‌رود

خون قطره قطره در جگر لاله می‌رود

چشم تو هندوییست که پنداری از خطا

صد ترک تند خوش به دنباله می‌رود

از خشگ سال ناز جهان می‌شود خلاص

سال دگر که ماه تو در هاله می‌رود

زین بادهٔ دو ساله که می‌آورند باز

ناموس زهد زاهد صد ساله می‌رود

از شکر نی قلمم هردم از عراق

صد کاروان قند به بنگاله می‌رود

زیبا عروس جمله اندیشه‌ام به کار

بی‌مشتری فریبی دلاله می‌رود

شب محتشم چو می‌کند آهنگ نوحه ساز

تا روز از زمین به فلک ناله می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
  2. شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
  3. شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب می‌شود
  4. شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  5. شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۶۶سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.