پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

آن مه که صورتش ز مقابل نمی‌رود

از دیده گرچه می‌رود از دل نمی‌رود

زور کمند جذبه من بین که ناقه‌اش

بسیار دست و پا زد و محمل نمی‌رود

حاضر کنید توسن او کز سرشک من

ره پر گلست و ناقه درین گل نمی‌رود

طور من آن یگانه نمی‌آورد به یاد

تا با رفیق تو دو سه منزل نمی‌رود

مجنون صفت رمیده ز شهرم دل آنچنان

کش می‌کشند اگر به سلاسل نمی‌رود

تیغ اجل سزاست تن کاهل مرا

کاندر قفای آن بت قاتل نمی‌رود

در بحر عشق محتشم از جان طمع ببر

کاین زورق شکسته به ساحل نمی‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸اگر شراب خوری صد جگر کباب شود
  2. شمارهٔ ۲۵۹پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
  3. شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
  4. شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب می‌شود
  5. شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  6. شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.