پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

آن که اشگم از پیش منزل به منزل می‌رود

وه که با من وعده می‌فرمود و با دل می‌رود

اشگم از بی دست و پائی در پی این دل شکار

بر زمین غلطان چو مرغ نیم بسمل می‌رود

حال مستعجل وصالی چون بود کاندر وداع

تا گشاید چشم تر بیند که محمل می‌رود

با وجود آن که ضبط گریه خود می‌کنم

ناقه‌اش از اشک من تا سینه در گل می‌رود

نوگلی کازارش از جنبیدن باد صباست

آه کز آه من آزرده غافل می‌رود

محتشم بهر نگاه آخرین در زیر تیغ

می‌کند عجزی که خون از چشم قاتل می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶آن مه که صورتش ز مقابل نمی‌رود
  2. شمارهٔ ۲۵۷از بادهٔ لاله تو چو در ژاله می‌رود
  3. شمارهٔ ۲۵۸اگر شراب خوری صد جگر کباب شود
  4. شمارهٔ ۲۵۹پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
  5. شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
  6. شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب می‌شود
  7. شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  8. شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.