پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدود

هزار پیک نظر در قفای آن بدود

به غیرتم ز نگاه کشیدهٔ تو که دید

خدنگ نیمکشی کاندر استخوان بدود

خدنگ ناز تو تیریست کز کمان غرور

نجسته تا پروسوفار در نشان بدود

من و تغافل چشمی که سردهد چو نگاه

ز تیزی مژه در ریشه‌های جان بدود

ز تاب رفتن محمل مقیم هامون را

نه پای آن که ز دنبال کاروان بدود

فتاده نقد دلی در میان صد دل بر

به عشوه گوی که بردارد از میان بدود

ز بیم خشگ بماند اگر دود صد بار

شکایت از ته دل تا سر زبان بدود

ز برق آه من امشب ستاره نزدیکست

که آب گردد و بر روی آسمان بدود

دعای دیر اثر پیک آه می‌طلبد

که در رکاب سرشگ سبک عنان بدود

سمند ناز چو رانی گذر به محتشم آر

که در رکاب به این پای ناروان بدود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳دست به دست همچو گل آن بت مست می‌رود
  2. شمارهٔ ۲۵۴آن که اشگم از پیش منزل به منزل می‌رود
  3. شمارهٔ ۲۵۵باز ما را جان به استقبال جانان می‌رود
  4. شمارهٔ ۲۵۶آن مه که صورتش ز مقابل نمی‌رود
  5. شمارهٔ ۲۵۷از بادهٔ لاله تو چو در ژاله می‌رود
  6. شمارهٔ ۲۵۸اگر شراب خوری صد جگر کباب شود
  7. شمارهٔ ۲۵۹پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
  8. شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.