پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

دی به شیرین‌عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود

وز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود

گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهان

همچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود

گر بَدی از من نمی‌گفتند خاصان پیشِ تو

تیز تیز اندر حکایت سوی من ...یدن چه بود

ور نبودی بر سر آزار من در انجمن

حرفِ جُرمم یک‌سر از بدخواه پرسیدن چه بود

گر به دل با من نبودی بذر طعنم غیر را

منع کردن وز قفا چشمک رسانیدن چه بود

بزمِ خاصی گر نهان از من نمی‌آراستی

بی محل اسباب عیش از بزم برچیدن چه بود

گر نبودت در کمان تیرِ غضب مخصوص من

چین بر ابرو در رخِ اغیار خندیدن چه بود

دی به بزم از غیر آن احوال پرسیدن نداشت

من چو واقف گشتم آن خاموش گردیدن چه بود

محتشم را گر نمی‌دانستی از نامحرمان

پیش غیر از وی جمال راز پوشیدن چه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود
  2. شمارهٔ ۲۴۷جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
  3. شمارهٔ ۲۴۸در شکار امروز صید آهوان او که بود
  4. شمارهٔ ۲۴۹بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
  5. شمارهٔ ۲۵۰سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
  6. شمارهٔ ۲۵۱ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدود
  7. شمارهٔ ۲۵۲اول منزل عشقست بیابان فنا
  8. شمارهٔ ۲۵۳دست به دست همچو گل آن بت مست می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.