پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ شکرت را شد اگر چه سپه موران مرکب
  2. شمارهٔ ۱۲۲ ای ترا در دیده من جای خواب
  3. شمارهٔ ۱۲۳ ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
  4. شمارهٔ ۱۲۴ ای ترک کمان ابرو، من کشته ابرویت
  5. شمارهٔ ۱۲۵ امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
  6. شمارهٔ ۱۲۶ تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
  7. شمارهٔ ۱۲۷ بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
  8. شمارهٔ ۱۲۸ افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
  9. شمارهٔ ۱۲۹ تا بر سر بازار به مستی قدمش رفت
  10. شمارهٔ ۱۳۰ جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
  11. شمارهٔ ۱۳۱ بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
  12. شمارهٔ ۱۳۲ در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست
  13. شمارهٔ ۱۳۳ آبادتر آن سینه که از عشق خراب است
  14. شمارهٔ ۱۳۴ خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ست
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
  16. شمارهٔ ۱۳۶ روی تو به پیش نظر آسایش جان است
  17. شمارهٔ ۱۳۷ زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
  18. شمارهٔ ۱۳۸ ای عید دوم آمده روی چو نگارت
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ای قبله صاحب نظران، روی چو ماهت
  20. شمارهٔ ۱۴۰ دلی کش صبر نبود آن من نیست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ دل کازاد باشد آن من نیست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ به بالین غریبانت گذر نیست
  23. شمارهٔ ۱۴۳ دل ما را ز دست غم امان نیست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ مرا در آرزویت غم ندیم است
  25. شمارهٔ ۱۴۵ گرفته در بر اندام تو سیم است
  26. شمارهٔ ۱۴۶ ز من نازک میانی دور مانده ست
  27. شمارهٔ ۱۴۷ دل مسکین من در بند مانده ست
  28. شمارهٔ ۱۴۸ مجو صبرم که جای آن نمانده ست
  29. شمارهٔ ۱۴۹ نگارا، چون تو زیبا کس ندیده ست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ مرا وقتی دلی آزاد بوده ست
  31. شمارهٔ ۱۵۱ منم امروز و صد تیمار در دست
  32. شمارهٔ ۱۵۲ صبا، گردی ازان زلف دو تا خاست
  33. شمارهٔ ۱۵۳ گل امشب آخر شب مست برخاست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ نسیما، آن گل شبگیر چونست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ من و شب زندگانی من اینست
  36. شمارهٔ ۱۵۶ به هر بیتی که وصف آن رخانست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ بیا کز رفتنت جانم خرابست
  38. شمارهٔ ۱۵۸ مرا داغ تو بر جان یادگارست
  39. شمارهٔ ۱۵۹ مرا از روی خوبان، قبله پیش است
  40. شمارهٔ ۱۶۰ مرا در سر هوای نازنینی ست
  41. شمارهٔ ۱۶۱ نگارا، روز عیش و شادمانیست
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ندانستم که اهلیت گناهست
  43. شمارهٔ ۱۶۳ بیا ساقی که ایام بهار است
  44. شمارهٔ ۱۶۴ نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست
  45. شمارهٔ ۱۶۵ دلم زو شب حدیث ناز می گفت
  46. شمارهٔ ۱۶۶ جفا کز وی برین جان زبون رفت
  47. شمارهٔ ۱۶۷ تماشا گاه جانها شد خیالت
  48. شمارهٔ ۱۶۸ بیا، ای دیده شهری به سویت
  49. شمارهٔ ۱۶۹ دریاب که جان خراب گشته ست
  50. شمارهٔ ۱۷۰ بازش هوس شکار برخواست
  51. شمارهٔ ۱۷۱ خط کز لب آن پسر دمیده ست
  52. شمارهٔ ۱۷۲ عشق تو بلای جان بسندست
  53. شمارهٔ ۱۷۳ ما را دل زار مستمند است
  54. شمارهٔ ۱۷۴ چشمم که بر روی تو فتاده ست
  55. شمارهٔ ۱۷۵ آنجاست دل من و هم آنجاست
  56. شمارهٔ ۱۷۶ زلف تو هنوز تابدار است
  57. شمارهٔ ۱۷۷ چشمت که میان خواب نازست
  58. شمارهٔ ۱۷۸ یک موی ترا هزار دام است
  59. شمارهٔ ۱۷۹ زلف سیه تو مشک چین است
  60. شمارهٔ ۱۸۰ می نوش که دور شادمانیست

متن اشعار به نقل از گنجور.