پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت

وز گریه شادی جگرم آب دگر داشت

دل هیچ به شیرینی جان میل نمی کرد

مسکین سر آرایش جلاب دگر داشت

هنگام سحر خلق به محراب و دل من

ز ابروی بتی روی به محراب دگر داشت

قربان شوم و چون نشوم، وای که آن چشم

بر جان من از هر مژه قصاب دگر داشت

نالند به مهتاب سگان وین سگ شبگرد

فریاد که فریاد زمهتاب دگر داشت

گشتم به نظر مست و نخفتم ته پایش

جان از سکرات اجلم خواب دگر داشت

جان مژه ذوق ابدی داد به دل، زانک

هر غمزه او ناوک پرتاب دگر داشت

زد صد گره سخت به دل بستگی من

زلفش که به هر موشکن و تاب دگر داشت

نی داشت خبر از خود و نی از می و مجلس

خسرو که خرابی ز می ناب دگر داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
  2. شمارهٔ ۱۲۸افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
  3. شمارهٔ ۱۲۹تا بر سر بازار به مستی قدمش رفت
  4. شمارهٔ ۱۳۰جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
  5. شمارهٔ ۱۳۱بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
  6. شمارهٔ ۱۳۲در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست
  7. شمارهٔ ۱۳۳آبادتر آن سینه که از عشق خراب است
  8. شمارهٔ ۱۳۴خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.