پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

تا بر سر بازار به مستی قدمش رفت

بس خرمن مردان که به باد ستمش رفت

هر صبر و سلامت که دل سوخته را بود

اندر شکن سلسله خم به خمش رفت

یوسف چو گذر کرد به بازار جمالش

هر مایه که او داشت به هفده درمش رفت

یک روز به شادی وصالش نرسانید

آن عمر گرانمایه که ما را به غمش رفت

آلوده نشد هیچ گهی دامن نازش

زان خون عزیزان که به زیر قدمش رفت

بسیار سرافگنده به شمشیر سیاست

ای دولت آن سر که به تیغ کرمش رفت

رفت از قلم حکم که در عشق رود جان

القصه، همان رفت که اندر قلمش رفت

جان دید چو خونریزی سلطان خیالش

بستد کفن و تیغ به زیر علمش رفت

بر یاد وی امشب شب خسرو به درازی

کوتاه نشد، گر چه مهی بیش و کمش رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
  2. شمارهٔ ۱۳۲در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست
  3. شمارهٔ ۱۳۳آبادتر آن سینه که از عشق خراب است
  4. شمارهٔ ۱۳۴خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ست
  5. شمارهٔ ۱۳۵ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
  6. شمارهٔ ۱۳۶روی تو به پیش نظر آسایش جان است
  7. شمارهٔ ۱۳۷زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
  8. شمارهٔ ۱۳۸ای عید دوم آمده روی چو نگارت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.