پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است

عالم به مراد دل و اقبال غلام است

صیدی که دل خلق جهان بود به دامش

المنت لله که امروز به دام است

چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلت

ما را نظری از مه روی تو تمام است

از طاق دو ابروی تو، ای کعبه مقصود

خلقی به گمانند که تا کعبه کدام است

چشم تو اگر خون دلم ریخت، عجب نیست

او را چه توان گفت که او مست مدام است

خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش

عاشق که ترا دید چه پروای سلام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
  2. شمارهٔ ۱۳۸ای عید دوم آمده روی چو نگارت
  3. شمارهٔ ۱۳۹ای قبله صاحب نظران، روی چو ماهت
  4. شمارهٔ ۱۴۰دلی کش صبر نبود آن من نیست
  5. شمارهٔ ۱۴۱دل کازاد باشد آن من نیست
  6. شمارهٔ ۱۴۲به بالین غریبانت گذر نیست
  7. شمارهٔ ۱۴۳دل ما را ز دست غم امان نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۴مرا در آرزویت غم ندیم است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.