پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

روی تو به پیش نظر آسایش جان است

آزادگی جان من، ار هست، همان است

در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد

من زیستن خلق ندانم که چسان است

کو دل شده ای کت نظری دیده و مرده

جانش به عدم رفته و سویت نگران است

ترکی که دو ابروش نشسته ست به دلها

قربانش هزار است اگر چش دو کمان است

کی بر چو تو خورشید رسم من که به خواری

بر خاک در تو سر من نیز گران است

عشق است، ز بابل خرد افسونش، چه داند

هر چند که بنیاد خرد از همدان است

گر خون جگر گریه کند عاشق شهوت

آن دانش که حیضش ز ره دیده روان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ای عید دوم آمده روی چو نگارت
  2. شمارهٔ ۱۳۹ای قبله صاحب نظران، روی چو ماهت
  3. شمارهٔ ۱۴۰دلی کش صبر نبود آن من نیست
  4. شمارهٔ ۱۴۱دل کازاد باشد آن من نیست
  5. شمارهٔ ۱۴۲به بالین غریبانت گذر نیست
  6. شمارهٔ ۱۴۳دل ما را ز دست غم امان نیست
  7. شمارهٔ ۱۴۴مرا در آرزویت غم ندیم است
  8. شمارهٔ ۱۴۵گرفته در بر اندام تو سیم است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.