پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

گرفته در بر اندام تو سیم است

برادر خوانده زلفت نسیم است

از آن زلف سیه بر مشکن آن را

بنا گوش ترا در یتیم است

به رعنایی چنین مخرام، غافل

که از چشم بد اندر راه بیم است

دل من در غمت نیمی نمانده ست

وز این یک غم دل صد کس دو نیم است

ز یاد خنده مردم فریبت

مرا دو دیده پر در یتیم است

به عهد فتنه و آشوب زلفت

کسی کو خوش زید رند حکیم است

کتاب صبر خوانده بنده خسرو

که هر شب مجلس غم را ندیم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷دل مسکین من در بند مانده ست
  2. شمارهٔ ۱۴۸مجو صبرم که جای آن نمانده ست
  3. شمارهٔ ۱۴۹نگارا، چون تو زیبا کس ندیده ست
  4. شمارهٔ ۱۵۰مرا وقتی دلی آزاد بوده ست
  5. شمارهٔ ۱۵۱منم امروز و صد تیمار در دست
  6. شمارهٔ ۱۵۲صبا، گردی ازان زلف دو تا خاست
  7. شمارهٔ ۱۵۳گل امشب آخر شب مست برخاست
  8. شمارهٔ ۱۵۴نسیما، آن گل شبگیر چونست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.