پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

گل امشب آخر شب مست برخاست

به جام لاله گون مجلس بیاراست

نشسته سبزه زین سو، پای در بند

ستاده سرو ازان سو جانب راست

صبا می رفت و نرگس از غنودن

به هر سویی همی افتاد و می خاست

من اندر باغ بودم خفته با یار

بنامیزد چو ماهی بی کم و کاست

چو رفتن خواست از پهلوی خسرو

بر آمد از دلم فریاد بی خواست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵من و شب زندگانی من اینست
  2. شمارهٔ ۱۵۶به هر بیتی که وصف آن رخانست
  3. شمارهٔ ۱۵۷بیا کز رفتنت جانم خرابست
  4. شمارهٔ ۱۵۸مرا داغ تو بر جان یادگارست
  5. شمارهٔ ۱۵۹مرا از روی خوبان، قبله پیش است
  6. شمارهٔ ۱۶۰مرا در سر هوای نازنینی ست
  7. شمارهٔ ۱۶۱نگارا، روز عیش و شادمانیست
  8. شمارهٔ ۱۶۲ندانستم که اهلیت گناهست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.