پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

ندانستم که اهلیت گناهست

ایا این ره که می پویم چه راهست

ز جور روزگار و طعن دشمن

جهان بیش جهان بینم سیاهت

نه هر مردی تواند کرد مردی

سوار شیر دل پشت سپاهست

کسان را بر در هر کس پناهی

مرا بر درگه لطفش پناهست

اگر آهی کشم درهم کشد روی

مگر آیینه را تندی ز آهست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست
  2. شمارهٔ ۱۶۵دلم زو شب حدیث ناز می گفت
  3. شمارهٔ ۱۶۶جفا کز وی برین جان زبون رفت
  4. شمارهٔ ۱۶۷تماشا گاه جانها شد خیالت
  5. شمارهٔ ۱۶۸بیا، ای دیده شهری به سویت
  6. شمارهٔ ۱۶۹دریاب که جان خراب گشته ست
  7. شمارهٔ ۱۷۰بازش هوس شکار برخواست
  8. شمارهٔ ۱۷۱خط کز لب آن پسر دمیده ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.