پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

دریاب که جان خراب گشته ست

دل ز آتش غم کباب گشته ست

خون جگر آب شد ز عشقت

زهره نه که گویم آب گشته ست

پیش که گشایم این که زلفت

در گردن من طناب گشته ست

یک ره به من خراب کن گشت

دل بین که چسان خراب گشته ست

دانم که ز مهر عارض تست

اشکم که چو لعل ناب گشته ست

زلف تو سیه چراست ماناک

بسیار در آفتاب گشته ست

در کشتن خسرو آرزویت

بشتاب که بس شتاب گشته ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱خط کز لب آن پسر دمیده ست
  2. شمارهٔ ۱۷۲عشق تو بلای جان بسندست
  3. شمارهٔ ۱۷۳ما را دل زار مستمند است
  4. شمارهٔ ۱۷۴چشمم که بر روی تو فتاده ست
  5. شمارهٔ ۱۷۵آنجاست دل من و هم آنجاست
  6. شمارهٔ ۱۷۶زلف تو هنوز تابدار است
  7. شمارهٔ ۱۷۷چشمت که میان خواب نازست
  8. شمارهٔ ۱۷۸یک موی ترا هزار دام است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.