پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

آنجاست دل من و هم آنجاست

کان کج کله بلند بالاست

خوابش دیدیم دوش و مستیم

کان خواب هنوز در سر ماست

آهسته رو، ای صبا، بدان بام

کان مست شبانه من آنجاست

رحمی نکند بر این دل پیر

یاری که چو بخت خویش برناست

از دوزخ، اگر نشان بپرسند

من گویم خوابگاه تنهاست

می کش که به هر چهار مذهب

خونم هدرست و خانه یغماست

گفتند دلت خوش است، آری

در گونه روی بنده پیداست

خون می کنی و خبر نداری

بیچاره کسی که ناشکیباست

خسرو، جان ده که اندرین راه

کاری به سخن نمی شود راست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷چشمت که میان خواب نازست
  2. شمارهٔ ۱۷۸یک موی ترا هزار دام است
  3. شمارهٔ ۱۷۹زلف سیه تو مشک چین است
  4. شمارهٔ ۱۸۰می نوش که دور شادمانیست
  5. شمارهٔ ۱۸۱ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت
  6. شمارهٔ ۱۸۲دیوانه شدم در آرزویت
  7. شمارهٔ ۱۸۳وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت
  8. شمارهٔ ۱۸۴روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.