پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت

هر کسی با شاهد و می راه صحرا بر گرفت

گرد ره بر چشم خود نرگس که دردش هم نکرد

خوبرویی را که پا بهر تماشا برگرفت

سرو با خوبان خرامش کرد و نی می خواست، لیک

پا نکردش پا اگر چه بیشتر پا برگرفت

هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جام

خوش کف دستی که چندین جام صهبا برگرفت

نرگس اندر پیش گل، گر جام می بر سر کشید

باغبانش مست و لایعقل از آنجا برگرفت

لاله را سودای خامی بود، با صد شربت ابر

از دماغ لاله نتوانست سودا بر گرفت

در چمن رفتم که نرگس چینم از پهلوی گل

چشم نتوانستم از روهای زیبا برگرفت

کار با دیوانگی افتاد خسرو را، از آنک

سر ز می خوردن نخواهد ساقی ما برگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۷روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۸سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت
  4. شمارهٔ ۱۸۹باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت
  5. شمارهٔ ۱۹۰آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۱ای که بی خاک درت در دیده من نور نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۲ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست
  8. شمارهٔ ۱۹۳چون به گیتی هر چه می آید، روان خواهد گذشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.