پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست

ابر بارانست و همچون چشم من بارنده نیست

پیش رفتارت نیاید راه کبکم در نظر

گر رونده هست، لیکن همچو تو آینده نیست

حور بسیار است، دل بردن نیارد همچو تو

شوخ و عیار و مقام پیشه و بازنده نیست

چون بلایی نیست چشمت را به کشتن باز کن

هر که در عهدت به مرگ خویش میرد، زنده نیست

دل کرا سوخت در این غم بر من دل سوخته

جز دل من چون کسی پهلوی من سوزنده نیست

در وفای یار باید باخت باری جان خویش

چونکه جان بیوفا با هیچ کس پاینده نیست

چند دیده بر زمین ساید ز عشق پای تو

چشم خسرو، کاو به خاکی از درت ماننده نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴دیدمش امروز و شب در دل کنون خواهد گذشت
  2. شمارهٔ ۱۹۵با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
  3. شمارهٔ ۱۹۶چون گذر بر خاک داری بر سرت این باد چیست
  4. شمارهٔ ۱۹۷یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است
  5. شمارهٔ ۱۹۸یار دل برداشت وز رنج دل ما غم نداشت
  6. شمارهٔ ۱۹۹رفت یار و آرزوی او ز جان من نرفت
  7. شمارهٔ ۲۰۰آن سوار کج کله کز ناز سلطان من است
  8. شمارهٔ ۲۰۱سرو بستان ملاحت قامت رعنای تست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.