پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت

یاد می‌کردم از آن شب‌ها که در یاری گذشت

خواب هم ناید گهی تا دیدمی وقتی، مگر

زان شب فرخ که با یارم به بیداری گذشت

بر درش سودم همه شب دیده و چشم مرا

عزتی بود، ار چه بر خاک درش خواری گذشت

مردمان گویند چونی در خیال زلف او

چون بود مرغی که عمرش در گرفتاری گذشت

نوش بادا بر من و تو شربت عیش، ار چه دوش

بر تو در می خوردن و بر من به دشواری گذشت

گر چه در هجر توام جز خوردن غم کار نیست

هم فسوس من ز عمری کان به بیکاری گذشت

ناخوش آن وقتی که بر زنده‌دلان بی‌عشق رفت

ضایع آن روزی که بر مستان به هشیاری گذشت

ماجرای دوش می‌پرسی که چون بگذشت حال

ای سرت گردم، چه می‌پرسی، به دشواری گذشت

دل گران شد ارچه از بار غمت خسرو، از آنک

شخص چون مویش ز عالم با سبکباری گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است
  2. شمارهٔ ۱۹۸یار دل برداشت وز رنج دل ما غم نداشت
  3. شمارهٔ ۱۹۹رفت یار و آرزوی او ز جان من نرفت
  4. شمارهٔ ۲۰۰آن سوار کج کله کز ناز سلطان من است
  5. شمارهٔ ۲۰۱سرو بستان ملاحت قامت رعنای تست
  6. شمارهٔ ۲۰۲خرم آن چشمی که هر روزش نظر بر روی تست
  7. شمارهٔ ۲۰۳آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است
  8. شمارهٔ ۲۰۴دل ز انعامت، مها، با التفاتی قانع است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.