پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

خرم آن چشمی که هر روزش نظر بر روی تست

شادی آن دل که هر دم در دماغش بوی تست

من ز تنهایی به خون غرق و تو پهلوی کسان

خون من در گردن آن کس که در پهلوی تست

کشتیم زان زلف و رخ کارایش آن را مدام

شانه بر پشت تو و آیینه بر زانوی تست

بر رخت دنباله زلف تو پایان شب است

و آفتاب صبحدم اندر سفیدی روی تست

نافه خود را گر چه زاهو می کشد، با این همه

پوستین پوشی ز زنجیر خم گیسوی تست

بر شکر خوانند افسون بهر دلجویی، ولیک

شکری کو خود فسون خواند، لب دلجوی تست

موی ابرو را گره نتوان زدن، لیکن ز کبر

صد گره پیش است بر هر مو که در ابروی تست

هیچ شب از موی تو تاری نمی یارم گسست

این درازی شب من بی گسست موی تست

هندوان را زنده سوزند، این چنین مرده مسوز

بنده خسرو را که ترک است آخر و هندوی تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴دل ز انعامت، مها، با التفاتی قانع است
  2. شمارهٔ ۲۰۵شربت وصلت نجویم کار من خون خوردن ست
  3. شمارهٔ ۲۰۶هر مژه از غمزه خون ریز تو ناوک زنی ست
  4. شمارهٔ ۲۰۷تا خیال روی او را دیده در تب دیده است
  5. شمارهٔ ۲۰۸تا خیال نقطه خالت سواد چشم ماست
  6. شمارهٔ ۲۰۹بی رخت از پا فتادم، بی لبت رفتم ز دست
  7. شمارهٔ ۲۱۰بس که زلف سرکشت در کار دلها در نشست
  8. شمارهٔ ۲۱۱ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.