پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت

خانه صبر از غمت سر تا به سر سودا گرفت

سرو نازم رقص رقصان دی درآمد در سماع

حلقه حلقه عاشقان را جان و دل یغما گرفت

آتش سینه اگر چه مدتی می سوخته ست

عاقبت شعله زد و از راه دل بالا گرفت

من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشت

زاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت

هر محبی کو قدم در راه عشق از صدق زد

پیش محبوب او به آخر پایه اعلا گرفت

دولت خسرو همین باشد که او در کوی دوست

با سگانش همنشین شد منصب والا گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱ای که بی خاک درت در دیده من نور نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۲ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست
  3. شمارهٔ ۱۹۳چون به گیتی هر چه می آید، روان خواهد گذشت
  4. شمارهٔ ۱۹۴دیدمش امروز و شب در دل کنون خواهد گذشت
  5. شمارهٔ ۱۹۵با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
  6. شمارهٔ ۱۹۶چون گذر بر خاک داری بر سرت این باد چیست
  7. شمارهٔ ۱۹۷یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است
  8. شمارهٔ ۱۹۸یار دل برداشت وز رنج دل ما غم نداشت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.