پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست

تشنهٔ خون مسلمانان جز آن خون‌خوار نیست

ما و عشق یار اگر در قبله و در بتکده

عاشقان! دوست را با کفر و ایمان کار نیست

یک قدم بر جان خود، نه یک قدم بر دو جهان

زین نکوتر رهروان عشق را رفتار نیست

بر تن شیرین نظر هم هست بار از نازکی

بر دل فرهاد کوه بیستون بار نیست

در جهاد نفس عاشق را کم از غازی مدان

گاه سربازی مقامر کمتر از عیار نیست

ای برهمن! بار ده رد کرده اسلام را

یا چو من گمراه را در پیش بت هم بار نیست

چند گویندم که «رو زنار بند، ای بت پرست»؟

از تن خسرو کدامین رگ که آن زنار نیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲ماه تابانست و همچون روی تو تابنده نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۳چون به گیتی هر چه می آید، روان خواهد گذشت
  3. شمارهٔ ۱۹۴دیدمش امروز و شب در دل کنون خواهد گذشت
  4. شمارهٔ ۱۹۵با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
  5. شمارهٔ ۱۹۶چون گذر بر خاک داری بر سرت این باد چیست
  6. شمارهٔ ۱۹۷یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است
  7. شمارهٔ ۱۹۸یار دل برداشت وز رنج دل ما غم نداشت
  8. شمارهٔ ۱۹۹رفت یار و آرزوی او ز جان من نرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.