پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

می نوش که دور شادمانیست

خوش باش که روز کامرانیست

سر بر مکش از شراب کایام

از تیغ اجل به سر فشانیست

این دل که ز عشق می خورد خون

با دشمن خود به دوستگانیست

مغرور مشو به بانگ نایی

کاواز درای کاروانیست

هر دم که به خوشدلی برآید

سرمایه حاصل جوانیست

ساقی دل مرده زنده گردان

زان می که چو آب زندگانیست

عشق آمد و عقل رخت بر بست

این هم ز کمال کاردانیست

بی خوابی و عاشقیست کارم

سگ بهر وفا و پاسبانیست

خسرو به گزاف چند لافی

بانگ دهل از تهی میانیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲دیوانه شدم در آرزویت
  2. شمارهٔ ۱۸۳وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت
  3. شمارهٔ ۱۸۴روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
  4. شمارهٔ ۱۸۵شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت
  5. شمارهٔ ۱۸۶هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت
  6. شمارهٔ ۱۸۷روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفت
  7. شمارهٔ ۱۸۸سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت
  8. شمارهٔ ۱۸۹باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.