پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

چشمم که بر روی تو فتاده ست

بر آفت خود نظر نهاده ست

راهیست برای بردن جان

ابروی کجت میان گشاده ست

خط تو درونه مرا سوخت

شک نیست کز آفتاب زاده ست

زلفت سر و پا شکسته زانست

کز سرو بلند او فتاده ست

انصاف من شکسته بستان

زان طره که داد ظلم داده ست

گفتی ز لبم بنوش باده

خون می نوشم، چه جای باده ست

خسرو ز تو بی قرار با تست

دل را چه کنم که خود مراد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶زلف تو هنوز تابدار است
  2. شمارهٔ ۱۷۷چشمت که میان خواب نازست
  3. شمارهٔ ۱۷۸یک موی ترا هزار دام است
  4. شمارهٔ ۱۷۹زلف سیه تو مشک چین است
  5. شمارهٔ ۱۸۰می نوش که دور شادمانیست
  6. شمارهٔ ۱۸۱ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت
  7. شمارهٔ ۱۸۲دیوانه شدم در آرزویت
  8. شمارهٔ ۱۸۳وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.