پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

یک موی ترا هزار دام است

یک روی ترا هزار نام است

زان سرو به بوستان بلند است

کز قد تو قایم المقام است

گر مه به تو ناتمام پیوست

رخسار تو، ماه من تمام است

زلف سیهت فتاده در پای

بهر دل خلق پای دام است

دانا لب تو، اگر ببوسد

فتوی ندهد که می حرام است

می بگذارد دل از تو، زیراک

تو آبی و آن سفال خام است

خسرو به تو هم عنان نخواهم

زین توسن چرخ بدلگام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰می نوش که دور شادمانیست
  2. شمارهٔ ۱۸۱ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت
  3. شمارهٔ ۱۸۲دیوانه شدم در آرزویت
  4. شمارهٔ ۱۸۳وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت
  5. شمارهٔ ۱۸۴روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
  6. شمارهٔ ۱۸۵شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت
  7. شمارهٔ ۱۸۶هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت
  8. شمارهٔ ۱۸۷روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.