پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

چشمت که میان خواب نازست

یا رب که چه شوخ و دلنوازست

هر لحظه ز نیش غمزه تو

صد رخنه به روزه و نمازست

خونها همه خورد، این چه شکل است؟

دلها همه برد، این چه نازست؟

محمود به خاک شد هنوزش

دل سوی کرشمه ایازست

شبها غم خود به شمع گویم

کو نیز ز محرمان رازست

سوزنده کسیم نیست جز شمع

کان سوخته سر گدازست

فریاد رسی که در همه وقت

بر غمزدگان در تو بازست

جانا، تو به خواب شو که مستی

افسانه عاشقان درازست

سوز دل و آب چشم خسرو

بپذیر که از سر نیازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹زلف سیه تو مشک چین است
  2. شمارهٔ ۱۸۰می نوش که دور شادمانیست
  3. شمارهٔ ۱۸۱ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت
  4. شمارهٔ ۱۸۲دیوانه شدم در آرزویت
  5. شمارهٔ ۱۸۳وقتی غباری زآستان بفرست سوی چاکرت
  6. شمارهٔ ۱۸۴روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
  7. شمارهٔ ۱۸۵شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت
  8. شمارهٔ ۱۸۶هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.