پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

من و شب زندگانی من اینست

دل و غم شادمانی من اینست

همه شب خون دل نوشم به یادش

شراب ارغوانی من اینست

همی نالم به شب بیداری هجر

سرود میهمانی من اینست

من و کنج غم و شبهای تاریک

طرب جای نهانی من اینست

ببندد چشم من بر من خیالش

که شبها یار جانی من اینست

نباید کاید از تنگی من تنگ

برین دل بدگمانی من اینست

ز عشقش گاه میرم، گه زیم باز

طریق زندگانی من اینست

رها کن تا بمیرم زیر پایت

که عمر جاودانی من اینست

بس ست این قیمت خسرو که گویی

غلام رایگانی من اینست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷بیا کز رفتنت جانم خرابست
  2. شمارهٔ ۱۵۸مرا داغ تو بر جان یادگارست
  3. شمارهٔ ۱۵۹مرا از روی خوبان، قبله پیش است
  4. شمارهٔ ۱۶۰مرا در سر هوای نازنینی ست
  5. شمارهٔ ۱۶۱نگارا، روز عیش و شادمانیست
  6. شمارهٔ ۱۶۲ندانستم که اهلیت گناهست
  7. شمارهٔ ۱۶۳بیا ساقی که ایام بهار است
  8. شمارهٔ ۱۶۴نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.