پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

به هر بیتی که وصف آن رخانست

چو نیکو بنگری شه بیت آنست

کمر که بسته او هست جانم

مرا جانی ست آن هم در میانست

ندارم در میان تو سخن هیچ

ولی جان را سخن در آن دهانست

به ما گر می کند چشم تو شوخی

که شوخی شیوه های سرخوشانست

به هر مو زلف تو دارد دو صد دل

چه دزدی پر دلی نامهربانست

دلم را برد و جان را کشت چشمت

جهانگیرست و هم صاحب قرانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸مرا داغ تو بر جان یادگارست
  2. شمارهٔ ۱۵۹مرا از روی خوبان، قبله پیش است
  3. شمارهٔ ۱۶۰مرا در سر هوای نازنینی ست
  4. شمارهٔ ۱۶۱نگارا، روز عیش و شادمانیست
  5. شمارهٔ ۱۶۲ندانستم که اهلیت گناهست
  6. شمارهٔ ۱۶۳بیا ساقی که ایام بهار است
  7. شمارهٔ ۱۶۴نگویم در تو عیبی، ای پسر، هست
  8. شمارهٔ ۱۶۵دلم زو شب حدیث ناز می گفت
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.