پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

مرا وقتی دلی آزاد بوده ست

درونم بی غم و جان شاد بوده ست

نمک زد شوخی اندر جان و نو کرد

جراحتها که در بنیاد بوده ست

چه خوش بوده ست عقل مصلحت جوی

که چندی زین بلا آزاد بوده ست

نگارا، هیچ گاهی یاد داری

کزین بیچارگانت یاد بوده ست

شب آمد، باد برد از جای خویشم

که بوی زلف تو با باد بوده ست

به فریادت بخواندم دی و مردم

که جانم همره فریاد بوده ست

جفا کش خسروا، گر دوست پیوست

نصیب عاشقان بیداد بوده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲صبا، گردی ازان زلف دو تا خاست
  2. شمارهٔ ۱۵۳گل امشب آخر شب مست برخاست
  3. شمارهٔ ۱۵۴نسیما، آن گل شبگیر چونست
  4. شمارهٔ ۱۵۵من و شب زندگانی من اینست
  5. شمارهٔ ۱۵۶به هر بیتی که وصف آن رخانست
  6. شمارهٔ ۱۵۷بیا کز رفتنت جانم خرابست
  7. شمارهٔ ۱۵۸مرا داغ تو بر جان یادگارست
  8. شمارهٔ ۱۵۹مرا از روی خوبان، قبله پیش است
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.