پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت

کاری به جهان نی به مراد دل ما رفت

خورشید من از اوج جوانی چو برآمد

بس ذره سرگشته که بر باد هوا رفت

گفتم ز در خویش مران، گفت که بگذر

زین کوچه که داند که چو تو چند گدا رفت؟

کس را چه غم ار رفت دل سوخته من

بوده ست از آن من، اگر رفت مرا رفت

آن صبر که می گفتم من کوه گران سنگ

بادی بوزید از تو ندانم که کجا رفت

گفتم که زیم بی تو، دوری مکش اکنون

گر از من درویش حدیثی به خطا رفت

رنجه نشوم گر به جفا سر بریم، ز آنک

بسیار چنین ها به سر اهل وفا رفت

تو دیر بزی کز گل بارانت نشان نیست

هر ذره که از کوی تو با باد صبا رفت

ما را چه حد صبر به هجر تو، چو خسرو

آمد به درت باز به سر آنکه به پا رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
  2. شمارهٔ ۱۳۱بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
  3. شمارهٔ ۱۳۲در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست
  4. شمارهٔ ۱۳۳آبادتر آن سینه که از عشق خراب است
  5. شمارهٔ ۱۳۴خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ست
  6. شمارهٔ ۱۳۵ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
  7. شمارهٔ ۱۳۶روی تو به پیش نظر آسایش جان است
  8. شمارهٔ ۱۳۷زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.