پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست

در پیش توام دان که زبانم به دهان نیست

بی دوست اگر خلق به جان می زید و سر

هم جان و سر دوست که ما را سر آن نیست

سهل است اگر هر دو جهان باز گذارند

از بهر نگاری که چو او در دو جهان نیست

ما زنده بدوییم که جان می رود از ما

بر وی که به معشوقه زید منت آن نیست

مشنو سخن عاشقی از هرزه زبانان

کاین کار دل است ای پسر و کار زبان نیست

گفتی که هم آغوش خیالم به چه سانی

خواب خوش مجنون به بر دوست نهان نیست

خسرو ز تو گر دل بستد صاحب حسنی

خوش باش که یوسف به یکی قلب گران نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ست
  2. شمارهٔ ۱۳۵ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
  3. شمارهٔ ۱۳۶روی تو به پیش نظر آسایش جان است
  4. شمارهٔ ۱۳۷زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
  5. شمارهٔ ۱۳۸ای عید دوم آمده روی چو نگارت
  6. شمارهٔ ۱۳۹ای قبله صاحب نظران، روی چو ماهت
  7. شمارهٔ ۱۴۰دلی کش صبر نبود آن من نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۱دل کازاد باشد آن من نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.