پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست

کز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست

گر یافت کسی از لب بی خط اثر ذوق

تا زیست در اندیشه ساده شکران زیست

همچون کمر زر همه با کوفتگی ساخت

آن یار که بر پشته زرین کمران زیست

چون یار از آن دگران شد، بکش ای هجر

زیرا نتوانیم به جان دگران زیست

چون غم کشدم زان لب و زان روی کنم یاد

تا چند توان بر صفت حیله گران زیست

اندر روش زنده دلان، زنده کسی نیست

جز کشته خوبان که در آن مرده آن زیست

ترسم که بمیرد به ته کفش ملامت

خسرو که به دنباله شیرین پسران زیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳آبادتر آن سینه که از عشق خراب است
  2. شمارهٔ ۱۳۴خرم دل آن کس که به رخسار تو دیده ست
  3. شمارهٔ ۱۳۵ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
  4. شمارهٔ ۱۳۶روی تو به پیش نظر آسایش جان است
  5. شمارهٔ ۱۳۷زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
  6. شمارهٔ ۱۳۸ای عید دوم آمده روی چو نگارت
  7. شمارهٔ ۱۳۹ای قبله صاحب نظران، روی چو ماهت
  8. شمارهٔ ۱۴۰دلی کش صبر نبود آن من نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.