پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

آبادتر آن سینه که از عشق خراب است

آزادی آن دل که در آن زلف تاب است

کو غمزده ای تا کند از ناله من رقص

کاین نامه من زمزمه چنگ و رباب است

جستم به سؤال آب حیاتی ز لب دوست

او بر شکنان گشت ز من کاین چه جواب است

ای آنکه به فردوس نبینی به لطافت

من دانم و کز تو بر این دل چه عذاب است

در پیش دل خویش هر افسانه که گفتم

گفتنی که فسونی ز پی بستن خواب است

وان سبلت زاهد که به تسبیح بریدی

زانست که امروز مگس ران شراب است

گر لعن تو احیا کندم، دیر شد این دیر

ز آمد شد سلطان خیال تو خراب است

ده پاره مکن از پی نقل غم خود را

کاخر دل مسکین من است، این نه کباب است

خسرو که غریق است به تسلیم که ما را

کشتی نه و مقصود بر آن جانب آب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
  2. شمارهٔ ۱۳۶روی تو به پیش نظر آسایش جان است
  3. شمارهٔ ۱۳۷زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
  4. شمارهٔ ۱۳۸ای عید دوم آمده روی چو نگارت
  5. شمارهٔ ۱۳۹ای قبله صاحب نظران، روی چو ماهت
  6. شمارهٔ ۱۴۰دلی کش صبر نبود آن من نیست
  7. شمارهٔ ۱۴۱دل کازاد باشد آن من نیست
  8. شمارهٔ ۱۴۲به بالین غریبانت گذر نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.