پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب

وز نفس اهل درد مایه درمان طلب

پرده اعلاست عشق، گر ملکی، این گشای

لجه دریاست عشق، گر گهری، آن طلب

چند مرادت ز فقر، کشف و کرامات چند

چون خضرت آشناست، چشمه حیوان طلب

شیر شو و صید را در ته چنگال کش

مرد شو و خصم را بر سر میدان طلب

هست مراد کسان دولت روز وصال

آنچه مراد من است در هجران آن طلب

هر که شبی زنده داشت همدم روح الله است

نان چه ربایی ز خوان چاشنی جان طلب

مست شو، ای هوشیار، لیک نه زین باده خور

از قدح مصطفی باده احسان طلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
  2. شمارهٔ ۱۲۶تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
  3. شمارهٔ ۱۲۷بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
  4. شمارهٔ ۱۲۸افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
  5. شمارهٔ ۱۲۹تا بر سر بازار به مستی قدمش رفت
  6. شمارهٔ ۱۳۰جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
  7. شمارهٔ ۱۳۱بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
  8. شمارهٔ ۱۳۲در هجر توام کار به جز آه و فغان نیست
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.