پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی

غزلیات

۴۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ هرکس که از جفای غم عشق خایفست
  2. شمارهٔ ۶۲ چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست
  3. شمارهٔ ۶۳ قبله حاجات ما کوی خرابات آمده‌ست
  4. شمارهٔ ۶۴ وهومعکم زین معیت حق چه خواست
  5. شمارهٔ ۶۵ هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست
  6. شمارهٔ ۶۶ چیست عالم جلوه گاه حسن دوست
  7. شمارهٔ ۶۷ دلم ز شوق رخت بی سرو سامان است
  8. شمارهٔ ۶۸ باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت
  9. شمارهٔ ۶۹ با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت
  10. شمارهٔ ۷۰ یار ماباماست از ماکی جداست
  11. شمارهٔ ۷۱ بنمود حسن دوست ز ما آنچنانکه هست
  12. شمارهٔ ۷۲ از مطرب جمال تو آفاق پر صداست
  13. شمارهٔ ۷۳ چه یارست و چه جان دلنوازست
  14. شمارهٔ ۷۴ صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
  15. شمارهٔ ۷۵ (در مقام لی مع الله سیر نیست
  16. شمارهٔ ۷۶ جان طالب جمال دلفروز یار ماست
  17. شمارهٔ ۷۷ بما پیداست حسن طلعت ذات
  18. شمارهٔ ۷۸ معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
  19. شمارهٔ ۷۹ تعالی الله رویست و جمالست
  20. شمارهٔ ۸۰ عشق ورزی مذهب ودین منست
  21. شمارهٔ ۸۱ تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است
  22. شمارهٔ ۸۲ خواهی که دیده باز کنی بر جمال دوست
  23. شمارهٔ ۸۳ جهان از پرتو روی تو پیداست
  24. شمارهٔ ۸۴ از آفتاب روی تو عالم پر از ضیاست
  25. شمارهٔ ۸۵ مرادم وصل یار نازنین است
  26. شمارهٔ ۸۶ روز فراق اگر ز قیامت علامت است
  27. شمارهٔ ۸۷ هرکه از سر عشق آگاهست
  28. شمارهٔ ۸۸ هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایت
  29. شمارهٔ ۸۹ ذرات کون پرتو خورشید مطلق است
  30. شمارهٔ ۹۰ چون کون مکان بتو عیانست
  31. شمارهٔ ۹۱ بقید زلف تا جانم اسیر است
  32. شمارهٔ ۹۲ آفتاب روی تو تابان شدست
  33. شمارهٔ ۹۳ ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
  34. شمارهٔ ۹۴ اسیر عشق تو از هردوکون آزاد است
  35. شمارهٔ ۹۵ ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
  36. شمارهٔ ۹۶ در حسن چون رخت بجهان آفتاب نیست
  37. شمارهٔ ۹۷ زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست
  38. شمارهٔ ۹۸ امید من به لطف عمیم تو واثق است
  39. شمارهٔ ۹۹ در بزم وصل یار مرا گرچه بارنیست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ دل ز بند غم دمی آزاد نیست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ از حسن عالم گیراو کونین پرغوغاشدست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ در سویدای دلم سودای عشقش جا گرفت
  44. شمارهٔ ۱۰۴ خورشید رخت از همه ذرات چو پیداست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ دلم با دوست دایم در وصالست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ جهان عکس رخ مه پیکر ماست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ خیل غمت بجور و جفا ملک جان گرفت
  48. شمارهٔ ۱۰۸ یارب ز چه روروی تو در پرده نهانست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ خورشید رخت از همه ذرات عیانست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ درد تو دوای دل و هم مرهم جانست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ ای جمالت گشته پیدا از نقاب کاینات
  52. شمارهٔ ۱۱۲ گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست
  53. شمارهٔ ۱۱۳ بقید زلف تو جانم عجب گرفتارست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ بی جمال روی تو دل را حیاتی هست نیست
  55. شمارهٔ ۱۱۵ با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ازپرتو جمال تو عالم منورست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
  58. شمارهٔ ۱۱۸ گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.