پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

روز فراق اگر ز قیامت علامت است

روزی که یار روی نماید قیامت است

یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است

دیدن جمال دوست عجایب سعادت است

زاهد بهشت جوید و عاشق لقای یار

باهریک این نصیب ز قسمت حوالت است

خوبان ماه رو که دل از عاشقان برند

حسن همه ز مصحف روی تو آیت است

برتر ز هر دو کون دلم را مقامهاست

حالات عاشقان تو یارب چه حالت است

زاهداگر چه عاشق حور و بهشت شد

ما را بعشق روی تو زآنهافراغت است

ما جان و دل بروی تو ایثار کرده ایم

از روی تو هنوز ازینم خجالت است

واقف نگشت کس ز کماهی سر عشق

اسرار عشق را نه بدایت نه غایت است

مفتی اسیریا بفتاوای ذوق عشق

با تو اگر نزاع کند از جهالت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایت
  2. شمارهٔ ۸۹ذرات کون پرتو خورشید مطلق است
  3. شمارهٔ ۹۰چون کون مکان بتو عیانست
  4. شمارهٔ ۹۱بقید زلف تا جانم اسیر است
  5. شمارهٔ ۹۲آفتاب روی تو تابان شدست
  6. شمارهٔ ۹۳ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
  7. شمارهٔ ۹۴اسیر عشق تو از هردوکون آزاد است
  8. شمارهٔ ۹۵ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.