پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

بقید زلف تا جانم اسیر است

دلم در دام فتنه پای گیر است

درون پرده ذرات عالم

رخت تابان چو خورشید منیر است

گرفتاران عشقت را فراغت

ز شاه و شحنه و میر و وزیر است

هوای گلشن حسنت ازآن رو

نرفت از جان که جای دلپذیر است

نسیم زلف جانانرا چه نسبت

ببوی عنبر و مشک و عبیر است

چگویم وصف یاری کو بعالم

بخوبی و ملاحت بی نظیر است

ز فکر هر دو عالم گشت آزاد

بقید عشق او هر کو اسیر است

دلا گر میروی راه طریقت

مشو ایمن که بس راهی خطیر است

توانی بود سالک در ره عشق

ترا گر رهنما ارشاد پیر است

دلم راه هدایت زان سبب یافت

که شیخ مرشدم شیخ کبیر است

نه امروز است دل شیدای حسنش

اسیری ما چنین بودیم دیرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
  2. شمارهٔ ۹۴اسیر عشق تو از هردوکون آزاد است
  3. شمارهٔ ۹۵ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
  4. شمارهٔ ۹۶در حسن چون رخت بجهان آفتاب نیست
  5. شمارهٔ ۹۷زمهر روی تو هر ذره ماه تابانست
  6. شمارهٔ ۹۸امید من به لطف عمیم تو واثق است
  7. شمارهٔ ۹۹در بزم وصل یار مرا گرچه بارنیست
  8. شمارهٔ ۱۰۰مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.