پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

امید من به لطف عمیم تو واثق است

برجرم ما چو رحمت عام تو سابق است

در راه عشق رو که صراطی است مستقیم

راهی که ره بدوست برد راه عاشق است

در راه عشق جان و جهان باختم از آن

کاول قدم براه تو ترک علایق است

روی زمین ز ظلمت ظلم ار چه شد چو شب

نور ولایت است که چون صبح صادق است

در ره رفیق یکدل و یکرو چو یافتی

آنست الرفیق که یار موافق است

ظلمت سرای کون ز روی تو نور یافت

یارب جمال دوست چه خورشید شارقست

از تابش رخت چو اسیری شود فنا

وه وه ببزم وصل تو آن دم چه لایق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دست
  2. شمارهٔ ۱۰۱دل ز بند غم دمی آزاد نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۲از حسن عالم گیراو کونین پرغوغاشدست
  4. شمارهٔ ۱۰۳در سویدای دلم سودای عشقش جا گرفت
  5. شمارهٔ ۱۰۴خورشید رخت از همه ذرات چو پیداست
  6. شمارهٔ ۱۰۵دلم با دوست دایم در وصالست
  7. شمارهٔ ۱۰۶جهان عکس رخ مه پیکر ماست
  8. شمارهٔ ۱۰۷خیل غمت بجور و جفا ملک جان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.