پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

جهان عکس رخ مه پیکر ماست

همه ذرات ازآن رو رهبر ماست

جمالش چون بخوبان گشت ظاهر

ازآن سودای خوبان در سرماست

گشا چشم بصیرت تا به بینی

که حسن دلبران از دلبرماست

دلم چون عاشق آن روی زیباست

همه زشت و نکواندر خورماست

چو رویش از همه اوراق دیدم

ازآن رو جمله عالم دفترماست

چو غیر از من بعالم نیست ظاهر

همه ذرات عالم مظهر ماست

اسیری را کجا کثرت حجابست

چو وحدت دایما در منظرماست

مرا مطلوب از آن روگشت حاصل

که قطب و غوث اعظم سرور ماست

ز فیض نوربخش هر دو عالم

همه سر جهان پیدا برماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸یارب ز چه روروی تو در پرده نهانست
  2. شمارهٔ ۱۰۹خورشید رخت از همه ذرات عیانست
  3. شمارهٔ ۱۱۰درد تو دوای دل و هم مرهم جانست
  4. شمارهٔ ۱۱۱ای جمالت گشته پیدا از نقاب کاینات
  5. شمارهٔ ۱۱۲گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست
  6. شمارهٔ ۱۱۳بقید زلف تو جانم عجب گرفتارست
  7. شمارهٔ ۱۱۴بی جمال روی تو دل را حیاتی هست نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۵با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.