پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

یارب ز چه روروی تو در پرده نهانست

در پرده نهانست و پس پرده عیانست

از پرتو رخسار تو روشن شده دیدیم

گر کعبه و گر مسجد و گر دیر مغانست

این طرفه غریبست که خورشید جمالت

در صورت ذرات عیانست و نهانست

با آنکه توئی بود و جهان هست نمودی

باکس نتوان گفت چنین است و چنانست

گر زانکه بخوبان نظری میکنم اما

از روی همه دیده برویت نگرانست

در مسجد ومیخانه ز شوق تو چه گویم

رندان همه در شورش و زاهد بفغانست

از باده عشق است چنان مست اسیری

کز بیخبری عاشق و معشوق ندانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰درد تو دوای دل و هم مرهم جانست
  2. شمارهٔ ۱۱۱ای جمالت گشته پیدا از نقاب کاینات
  3. شمارهٔ ۱۱۲گنج اسرار یقین در کنج خلوت حاصلست
  4. شمارهٔ ۱۱۳بقید زلف تو جانم عجب گرفتارست
  5. شمارهٔ ۱۱۴بی جمال روی تو دل را حیاتی هست نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۵با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
  7. شمارهٔ ۱۱۶ازپرتو جمال تو عالم منورست
  8. شمارهٔ ۱۱۷ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.