پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

بقید زلف تو جانم عجب گرفتارست

ز بند دام تو جستن نه سرسری کارست

ز مهر روی تو ذرات کون در رقصند

جهان ز تابش حسن تو غرق انوارست

درون پرده کثرت جمال وحدت دوست

کسی معاینه بیند که مرد اسرار است

یکیست عاشق و معشوق پیش اهل یقین

دوئی گمان کج احولی و پندار است

سپاه عشق سراسر گرفت ملک وجود

خرد ز دست تظلم بجان بزنهارست

بمکر و عربده چشم تو ریخت خون جهان

ببین که چشم معربد چه شوخ و عیارست

جهان ز باده لعل تو مست و بیخبرند

کجاست آنکه بدور لب تو هشیارست

چه غم ز سرزنش دشمن و ز طعن رقیب

بما اگر ز سر مهر یارما یارست

همه جهان چو اسیری بدور رخسارت

بگرد نقطه خال تو همچو پرگارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵با خیال زلف تو در خلوت تارم خوشست
  2. شمارهٔ ۱۱۶ازپرتو جمال تو عالم منورست
  3. شمارهٔ ۱۱۷ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
  4. شمارهٔ ۱۱۸گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست
  5. شمارهٔ ۱۱۹جان ما عاشق سروقد جانانه شدست
  6. شمارهٔ ۱۲۰شفای این دل بیمار جز لقای تو نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۱نیست ما را هیچ فکری جز لقای روی دوست
  8. شمارهٔ ۱۲۲دایما درد تو همراه منست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.